نامه ای به جفت نداشته ام... - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 8:02
اکثر مواقع سعی می کنم تورو نادیده بگیرم و وانمود کنم که تنهایی از پس همه کار برمیام و می تونم این همه بحران و ناملایمت رو پشت سر بذارم و در نهایت وقتی هم که به موفقیت رسیدم می زنم رو شونه ی خودم و با افتخار می گم "آفرین! الحق که فمینیست خفنی هستی و ت
پدیده ای به نام خونواده - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 8:02
اصولا پدر و مادرا بچه های از همه جا بی خبر و معصوم رو به این دنیا میارن که تبدیلشون کنن به یه چیزی مثل خودشون، یه کسی که عین خودشون فکر می کنه، عین خودشون رفتار می کنه، به زور می فرستنش رشته تحصیلی ای که مورد علاقه ی خودشونو بخونه نه خودش، آخرش هم می
اگه روزی - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 8:02
ساعت ۲ و ۱۶ دقیقه نیمه شبه و من دارم به این فکر می کنم که اگه اون فرد پیدا بشه کلا مقوله ی سوشیال فرند و دوست معمولی پسر رو برای همیشه می کنم تو ماتحت سگ و رهاش می کنم. خسته م از تشتت.
گِل باید گرفت - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 14:16
برای غریبه که هیچ، برای آشنا هم هیچ قدمی نباید برداشت. متخصص تِر مالی هستن همه... همه ها...
عروسی - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 14:16
از تشریفات بیزارم... در هرچیزی و هر جایی که باشه. عروسی یکی از مصادیق تشریفاته که هیچ علاقه ای بهش ندارم و واقعاً مفهوم این همه چشم و هم چشمی و مسابقه برای پر زرق و برق تر بودن رو نمی فهمم. از این که از فامیلای نزدیک عروس یا داماد باشم و مجبور باشم از سر عقد حضور داشته باشم هیچ چیز جذابیتی برام ندار...
استانبولی (دمی گوجه) - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 4:27
فریادهای یک مجسمه خانه سرآغاز این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...نظراتتان را با گوش جان می شنوم... کلمات کلیدی مجسمه تنهایی فریاد عشق پنهان درد و د...
سفر روسیه - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 23:42
فریادهای یک مجسمه خانه سرآغاز این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...نظراتتان را با گوش جان می شنوم... کلمات کلیدی مجسمه تنهایی فریاد عشق پنهان درد و د...
از مشکلات دختر شرقی بودن - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 13:47
از مشکلات دختر شرقی بودن فقط زیست کردن زیر سایه ی یک نظام مردسالار و خانواده سالار نیست، بلکه معضل بزرگ موی زائد بدن هم هست که برای هر بار مهمونی و مسافرت و... باید چندین دقیقه در حمام صرف شِیو کردن موهای مشکی تو دل بروی دست و پا کرد.xa0 بله... همه جوره این خاورمیانه ازش خیر و برکت می ریزه. پ.ن: هیچ...
٢٩ مرداد - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 12:04
این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...نظراتتان را با گوش جان می شنوم...
مریضی قبل از سفر - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 12:04
بعد دو روز افتادن توی تخت خواب بخاطر عود کردن سینوزیت، راهی مهد سابق تزارها که کمی بعد شد مهد سوسیالیسم و چپ گرایی و حالا شده مملکت پوتین و دوست جون جونی ما می شوم.
سوالات - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:23
تاحالا شده حس کنین که جوری دارین زندگی می کنین که انگار مُردین؟ تاحالا شده دلتون نخواد از اتاقتون و یا هر گوشه ی امنی که دارین تکون بخورین چون بیرون رو یه فضای تهوع آور و غیر قابل تحمل می دونین؟ تاحالا شده از معضلات و مسائلی که توی زندگی شخصی و اجتماعیتون هست شدیداً خسته بشین جوری که از حرف زدن راجب...
از ته دلنوشته - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:23
این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...نظراتتان را با گوش جان می شنوم...
حد اعلای فضولی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:23
چند نفر تو فامیل ما هستن که وقتی میان خونه ی ما و من توی اتاقمم و در اتاقم بسته س میان و در اتاقمو باز می کنن و شروع می کنن به چاق سلامتی. کسی هم نیست به این آدما بگه که کسی که در اتاقش بسته س و توی اتاقشه یا علاقه ای نداره با شما مواجه بشه و یا حوصله ی مواجه شدن با شمارو نداره. توی نظام فکری این آد...
علی خان - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:23
یه رفیق داریم که پسر خیلی خوب، مثبت، اهل مطالعه و دلسوزیه. نسبت به همه ی دوستاش و حتی کل جامعه دلسوز و دغدغه منده و اصولاً دوست داره که به همه کمک کنه. اما مشکلش اینه که زیادی می خواد به همه کمک کنه و زیادی می خواد یه کاری انجام بده... چون هر دفعه می بینیمش داره راجب چندتا طرح پژوهشی و چکیده ی مقاله...
پسا نوشتار - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 22:32
این منم... نقاشم و فکر می کنم، شک می کنم، نقد می کنم، غر می زنم، احساس می کنم...این نوشته ها نه دلنوشته س و نه از عاشقانه هاست...نمی دانم چیستند اما دوست دارم اسمشان را بگذارم "حالنوشت"...نظراتتان را با گوش جان می شنوم...
آتنا اصلانی - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 22:32
مدت ها بود می خواستم درباره ش بنویسم اما دستم نمی رفت که بنویسم...هیچی نمی تونستم بگم. آتنا اولین کودک بی گناه قربانی نیست، مسلماًxa0 آخرینش هم نخواهد بود (متاسفانه). این مورد هم مثل همه ی موارد دیگه مدتی سوژه داغ رسانه ها می شه و توی دهن مردم می چرخه و بعد فراموش می شه و می ره... تا این که یه فاجعه
هر دم از این باغ بری می رسد - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 22:32
آتنا و این بار بنیتا... چقدر نفرین شده ن این دو اسم مختوم به "آ"...خودم از مرثیه سرایی خسته م، خودم از این که هر روز صبح چشم باز کنم و با یک خبر ناگوار روح و روانم خراشیده بشه خسته م.خدایا اگر هستی چرا نسل این اشرف مخلوقاتت رو ور نمی داری؟؟
نمی خواستم راجبش بنویسم، اما... - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 22:32
به قدری این آدم از نظر من فرومایه س که من نخواستم یه پُستم رو برای این خانوم نامحترم هدر بدم. می خواستم سکوت کنم و صبوری کنم و این حرفو نزنم ولی دیدم نمی شه... این روزا همه ی رسانه ها و حتی رسانه های خارجی از این گندی که این خانوم دورو و منافق بار آورده صحبت می کنن. من نه معلم اخلاقم و نه خودمو از
سَبُک نباشیم - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 1:27
با این که ممکنه گاهی احتراممون دست خودمون نباشه و یه عده احمق با وجود مشاهده ی رفتار بجا و درست ما بازم به ما بی احترامی و بی حرمتی کنن، اما باید قبول کرد که خیلی جاها خودمون باعث می شیم که آدما بگوزن به شخصیتمون. دوست عزیز و گرامی ای که توی اینستاگرام از صبح که بلند می شن به من پیام می دن و شب که
مریم میرزاخانی عزیز - تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 19:53
نابغه ی ایرانی ریاضی و استاد دانشگاه استنفورد امروز بعد از چهار سال جنگیدن با سرطان فوت کرد... دلم شکسته، بغض خفه کننده ای توی گلوم داره رژه می ره، فقط از درون گریه می کنم چون عادت ندارم احساساتمو خیلی بروز بدم. سه سال پیش همین موقع ها بود که به عنوان اولین زن و اولین ایرانی در طول تاریخ برنده ی ج

برچسب‌های مرتبط

برگشتن از سفر | برگشته از سفر | از سفر برگشتم | درد دندان و سینوس | چاره ای جز این ندارم | چاره ای جز این ندارم رضا صادقی | چاره ای جز صبر نیست | همه دنبال پولن اون دنبال مفهوم | وبلاگ دقیقه 90 | اعترافات ذهن خطرناک من