یه خاطره ی مضحک

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

شونزده-هفده سال پیش بود که کامپیوتر تازه اومده بود تو خونه ها و خالم اینا کامپیوتر گرفته بودن و به پسرِ دوستِ شوهر خالم گفته بودن که بیاد راش بندازه. پسره حالا بماند که سه روز اونجا لنگر انداخته بود و هیچ کاری نمی کرد و آخرشم هیچ کاری نکرد، یکی از حرفای شاخداری که زده بود این بود که "روی کیبورد می خوام براتون برنامه بریزم!"

پ.ن: یکی از مقاله هام بلاخره الان تموم شد. مخم گوزیده شدید.

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 11:03
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها