توهین به رویاها

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

واقعاً زشت و تهوع آوره که وقتی آدم چیزیو درک نمی کنه و متوجه نمی شه بهش توهین کنه...

یکی از بی شرمانه ترین چیزا اینه که امید یه آدمو ناامید کنی...به رویاهاش بخندی...بگی اینا توهمه...شاید تنها چیزی که طرف داره براش زندگی می کنه و نفس می کشه همین انگیزه ش برای اون هدفه...

لحن های تمسخرآمیز و نگاه از بالای حال بهم زن رو کاشکی کنار بذاریم...اگر از رویای اون فرد خوشمون نمیاد حداقلش اینه که نکوبیمش...

مملکت ما هنوز خیلی کار داره...کسی شعورش به نقاشی و کار هنری نمی رسه...هنوز ایران دو دسته س، "مهندسا" و "پزشکا"! فقط...

اونوقت ما دلمون خوشه که داریم تو این مملکت کار فرهنگی و هنری می کنیم...

همه متاسفانه یه تفکر قالبی راجب شغل داریم که یا باید بری توی شغل دولتی یا مهندس فلان شرکت باشی یا دکتر باشی تو مطبت و همه رو هول بدیم توی این طبقه بندی های مزخرف و سخیفانه ی مبتذل...

کاش می شد یه کم فراتر رو دید...کاش می شد کثافت های ذهنیمون رو حتی برای لحظاتی پاک کنیم و جور دیگه ای به قضایا نگاه کنیم...

کاش انقدر مطمئن فکر نکنیم که فلان چیز درست است و بس...یه کم شک هم بد نیست...

من نقاشم و رشته م توی حیطه ی علوم انسانیه و حاضرم برای هنرم و عقیده م همه چیزم رو وقف کنم، نه این که بشم کارمند گوزدونی و تهش گوز مثقال حقوق بذارن کف دستم و همه ی فردیت و هویتم و افکارم رو نابود کنن...اجازه نمی دم...

پ.ن: وقتی کسی می زنه تو حال آدم چطور باید مقابله کرد؟

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 17:38
برچسب‌ها :